آلفرد نوبل از جمله افراد معدودي بود كه اين شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهي وفاتش را بخواند!
زماني كه برادرش لودويگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فكر كردند كه نوبل معروف (مخترع ديناميت) مرده است. آلفرد وقتي صبح روزنامه ها را ميخواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخكوب شد: «آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آورترين سلاح بشري مرد!»
آلفرد، خيلي ناراحت شد. با خود فكر كرد: «آيا خوب است كه من را پس از مرگ اين گونه بشناسند؟»
سريع وصيت نامهاش را آورد. جملههاي بسياري را خط زد و اصلاح كرد. پيشنهاد كرد ثروتش صرف جايزهاي براي صلح و پيشرفتهاي صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلكه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايزههاي فيزيك و شيمي نوبل و ... ميشناسيم. او امروز، هويت ديگري دارد.
يك تصميم، براي تغيير يك سرنوشت كافي است!
منبع : راهکار مدیریت

| عنوان فارسي: | ارزيابي متوازن منابع انساني |
|---|---|
| عنوان انگليسي: | HR Scorecard |
| زبان: | فارسي |
| نويسنده: | برايان بكر ، مارك هوزليد ، ديو اولريش |
| مترجم: | مسعود بينش ، افشين دبيري ، رضا قرائي پور |
| سال انتشار: | 1388 |
| ناشر: | مركز آموزش و تحقيقات صنعتي ايران |
| محل نشر: | تهران |
| تعداد صفحه: | 291 |
| شابك: | 1-69-2841-964-978 |
| فهرست مطالب: |
يادداشت مترجمين فصل اول: منابع انساني به عنوان شريك استراتژيك: چالش هاي اندازه گيري فصل دوم: شفاف سازي و سنجش تأثير استراتژيك منابع انساني: معرفي فرآيند هفت مرحلهاي فصل سوم: ايجاد يك سيستم ارزيابي متوازن منابع انساني فصل چهارم: تجزيه و تحليل هاي هزينه- منفعت براي مداخلهگري هاي منابع انساني فصل پنجم: اصول سنجش خوب فصل ششم: سنجش همسويي منابع انساني فصل هفتم: شايستگي هاي متوليان منابع انساني فصل هشتم: راهنمايي هايي براي پياده سازي ارزيابي متوازن منابع انساني پيوست يادداشتها منابع |
| خلاصه كتاب: |
در اين كتاب مدل هفت مرحلهاي براي ايفاي نقش استراتژيك منابع انساني ارايه شده و بر همسوسازي دروني و بيروني منابع انساني به عنوان پيششرط آن انگشت تأكيد نهاده شده است. سيستم ارزيابي متوازن منابع انساني با درك روشن استراتژي رقابتي و اهداف عملياتي شركت و تعريف شايستگي ها و رفتارهاي مورد نياز براي دستيابي به آن اهداف به انجام مي رسد. ترديدي نيست كه سنجش و اندازه گيري نامشهودها، مانند تواناييهاي فردي و قابليت هاي سازماني، كار سهلي نيست و در عمل با مشكلاتي مواجه است. اما متدولوژي ارايه شده در اين كتاب، سنجش عملكرد كسب و كار را، نه صرفاً براساس نتايج مالي، بلكه از منظر اجراي استراتژي بهخوبي شرح مي دهد و با تجزيه و تحليل هزينه- منفعت براي مداخله گريهاي منابع انساني و تعيين نرخ بازگشت سرمايه در منابع انساني، قدم به قدم پيادهسازي ارزيابي متوازن منابع انساني را راهنمايي مي كند. |
| كليدواژه: | ارزيابي متوازن ؛ مديريت ؛ منابع انساني ؛ كسب و كار ؛ سازمان |
| قيمت: |
54000 ريال |
| روش خرید: |
ناشر 88300973 |
كليدواژهها : صرفه جويي ؛ درست مصرف كردن ؛ افراط در صرفه جويي ؛ برداشت غلط از مفاهيم

سياستمدار: كسي است كه مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي كه شما براي اين سفر لحظه شماري كنيد.
مشاور: كسي است كه ساعت شما را از دستتان باز مي كند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است.
حسابدار: كسي است كه قيمت هر چيز را مي داند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند.
بانكدار: كسي است هنگامي كه هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را مي خواهد.
اقتصاددان: كسي است كه فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي كه ديروز پيش بيني كرده بود امروز اتفاق نيفتاد.
روزنامه نگار: كسي است كه %50 از وقتش به نگفتن چيزهايي كه مي داند مي گذرد و %50 بقيه وقتش به صحبت كردن در مورد چيزهايي كه نمي داند.
رياضيدان: مرد كوري است كه در يك اتاق تاريك بدنبال گربه سياهيه مي گردد كه آنجا نيست.
هنرمند مدرن: كسي است كه رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد.
فيلسوف: كسي است كه براي عده اي كه خوابند حرف مي زند.
روانشناس: كسي است كه از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد كه همسرتان مجاني از شما مي پرسد.
جامعه شناس: كسي است كه وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي كنند، او به مردم نگاه مي كند.
برنامه نويس: كسي است كه مشكلي كه از وجودش بي خبر بوديد را به روشي كه نمي فهميد حل مي كند.
منبع: راهکار مدیریت
| كليدواژه |
: موفقيت ؛ success ؛ پيشرفت ؛ بازدارنده هاي موفقيت ؛ عادات بد |
|---|
هر فردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقيتهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛ اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد. تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب مي شويد. اين اصل مطلب است.
با اين حال افرادي نيز وجود دارند كه نمي توانـند به سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند. ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها، مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير.
ممكن است يكي از اصلي ترين اهريمنان عامل نابودي شما در تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور بوده باشد. افرادي كه علامت مزمن اين «بيماري» در آنها ديده مي شود، مايلند با اين جملات توجيه كننده كه «تمام كردنش كاري نخواهد داشت» و يا «نگران نباش، وقت براي انجام دادنش بسيار است»، كارها و وظايفشان را براي هميشه از سر خود باز كرده و به تعويق بيندازند.
اگر كاري در حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر و بهانه هاي ذكر شده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد، قطعا" پشت گوش اندازي مشكل اصلي بوده و بايد مرتفع گردد. احساس مي كنيد كه زمان در اختيار شما است، اما هنگامي كه وقت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار بسرعت هجوم مي آوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند.
فرد پشت گوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار انجام امور را در اختيار دارد، از اتمام آنها طفره مي رود. كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها ميگردد، بلكه كارمندان فعال ديگر نيز ممكن است به چنين خصيصه اي دچار شده و رويه آنها را در پيش بگيرند.
مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا" مي دانند كه براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارند، اما بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند. در نظر ايشان راه پيش رو، مخوف و رعب آور مي باشد. نگراني از آينده و همه مسائلي كه در نهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان بصيرت و بازماندن آنها مي گردد؛ مخاطرات ذاتي روند تجارت، رام نشدني بنظر خواهد رسيد.
فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه مسؤليتهاي شغل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند.
وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا مي كند. بايد پذيرفت افرادي كه داراي چنين ترسي نمي باشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جلوه مي نمايد، بنابراين مي توان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت.
تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش اندازي است. با كمي هم محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كه موفقيتش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، مي تواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد.
افراد موفق داراي خصوصيتي مشترك هستند و آن قابليت تمركز بر انديشه هاي بزرگ مي باشد. براي بسياري اتخاذ چنين ديدگاهي مشكل است چرا كه خود را كاملا" محدود و متعهد به انجام كارهاي جزئي و كوچك مي نمايند. تلاش زياد براي انجام كارهاي جزئي زيان آور است چرا كه زاويه ديد را محدود خواهد كرد. اگر براي اتمام هر كار كوچكي مصر باقي بمانيد، هرگز قادر نخواهيد بود به اهداف والاي خود دست پيدا نماييد.
اگر يك كارفرما كاري را به يكي از كارمندان سخت كوش خود محول كرده و آن كارمند ديد وسيع نداشته باشد، بطور يقين كارمند مربوطه در مورد هر موضوع بي اهميت آن پروژه دچار تنش و فشار رواني شده و در به نتيجه رساندن كار دچار كندي خواهد گرديد. اين حالت در اصطلاح احساس وسواس فكري-علمي ناميده و باعث كاهش قابل ملاحظه خلاقيت و كارايي مي شود.
اينگونه افراد، سخت كوشي و تلاش زياد را لازمه زندگيشان دانسته اما عزم و اراده خود را براي كاربرها و مصارف مفيد بكار نمي بندند. تنظيم دقيق مهارتهاي مديريت زماني در برطرف كردن اين مشكل كمك فراواني خواهد نمود.
افراد ضعيف و سست بنيان بعلت داشتن احساس ناامني، در كارشان پيشرفتي حاصل نمي گردد. شايد يكي از دلايل عدم موفقيت اينگونه انسانها در بي ميلي آنها براي نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نيست؛ فقدان اطمينان و اعتماد باعث عقب ماندن آنها مي گردد. براي مثال عدم برخورداري از تجربه در بخشي بخصوص، مي تواند موجب پديد آمدن احساس عدم اعتماد به نفس در فرد شود.
مثال بيان شده در قسمت قبل در اين مورد نيز قابل بيان است با اين فرق كه كارمند از همان ابتدا اصلا" از انجام كار محوله امتناع ورزيده و با بهانه آوردنهاي گوناگون به كار فرماي خود اينگونه القا مي كند كه نمي تواند از عهده چنين مسؤليتهايي برآيد.
در اينجا نيز مسئله هزينه فرصت از دست رفته مطرح است. برخي افراد مايل نيستند براي پيشرفت و ترقي دادن موقيعت شغليشان در زمان محدود خود به داد و ستد بپردازند اما اينگونه گزينه ها و پيشنهادات كاري بخشي از زندگي محسوب مي گردند. بنابراين ببينيد كه چه چيزي براي شما بيشتر اهميت دارد و با اطمينان خاطر تصميمي مناسب بگيريد.
ممكن است شما همه شرايط لازم براي منعكس نمودن فردي موفق از خود را دارا باشيد، اما آيا دوستانتان شما را در اين راه همراهي مي كنند؟ ممكن است آنها ديدگاه متفاوت و متضادي از موفقيت نسبت بشما داشته باشند (و يا اصلا" ديدگاهي نداشته باشند). دوستان به علت تاثيرات منفي راه رسيدن به موفقيت را برايتان سخت و دشوار مي كنند.
برخي از اطرافيان حتي ممكن است متوجه پتانسيل و استعدادهاي نهاني شما نشده و باعث زمين خوردگي و ترديد در قابليتها و تواناييها گردند. حتي براي نامزد و يا همسرتان ممكن است اين تصور بوجود آيد كه توانمنديهاي شما هنوز براي خودتان ثابت نشده و اين مي تواند به بدبيني آنها نسبت به آينده تان منجر گردد. اين موضوع ممكن است باعث نا اميدي و تضعيف روحيه شود، اما بياد داشته باشيد كه نبايد ديگران را مقصر بدانيد؛ شما فقط يك قرباني بيگناه نيستيد. با وجود ابراز بي اعتنايي آنها هنگام بيان ايده هاي كاري جديدتان، بخاطر داشته باشيد كه اين شما هستيد كه چنين همراهاني را در آن لحظه و لحظات آتي براي خود برگزيده ايد.
اگر اين گونه روابط دوستي برايتان اهميت دارد، كاري كه بايد انجام دهيد همسو نمودن دوستانتان با سيستم و خط مشي خود است. چنانچه توانستيد متقاعدشان كنيد كه انساني شايسته اعتماد و اطمينان مي باشيد، آنها را دوستان واقعي خود دانسته و در غير اينصورت براي هميشه از زندگي خود بيرونشان كنيد.
هيچ چيزي ناهنجار تر از اين موضوع نيست كه انسان با وجود داشتن همه قابليتهاي لازم جهت رسيدن به موفقيت، فقط بخاطر عوامل خارج از كنترل خود، از پيشرفت باز ماند. فقدان منابع مالي و يا كمبود زمان بدليل نگهداري از خانواده و يا مسؤليتهاي ديگر مي تواند يك قاتل واقعي باشد. رشد كردن زير خط فقر و يا تامين نمودن نزديكاني كه به شما نيازمند هستند، آينده را بسيار متفاوت از آن چيزي كه در تصورتان بوده ترسيم خواهد نمود.
بسياري از مواقع بدنيا آمدن يك بچه و يا بيماري ناگهاني افراد خانواده باعث لغو شدن برنامه ها و بازماندن انسان از عملي كردن اهدافش خواهد شد. اين هم يكي ديگر از حقايق تلخ زندگي است كه هميشه امور بر وقف مراد آدمي نمي باشد.
البته بايد دانست كه موفقيت نه فقط بر اساس مقياسهاي متفاوت، بلكه در مكانها و شرايط گوناگون نيز مورد سنجش قرار مي گيرد. موفقيت مالي ممكن است هدف اصلي شما باشد، اما پدري خوب و كارمندي سخت كوش بودن براي تامين كردن يك خانواده نوپا نيز به همان اندازه پر معني و ارزنده است. بايد پذيرفت كه زندگي و هدفهاي مورد نظر انسان ممكن است دستخوش تغييرات قرار بگيرند كه در اين شرايط، توانايي شما در تطبيق خود با اين تغييرات يك مقياس بزرگ موفقيت بشمار مي رود.
يك معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرايدار ميتوانند بطرق مختلفي موفق باشند. با اينكه موفقيت در كار ممكن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مورد انتظار به آن دست نيافتيد، بيم ناك نگرديد. يك قدم به عقب بازگشته و علت را بررسي نماييد.
خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفستان، دقت كنيد كه قدمهاي صحيحي جهت بهينه نمودن فرصتها براي بدست آوردن موقعيتي موفقتر و راضي كننده تر برداريد.
هوش تجاري مجموعه تواناييها، تكنولوژي ها، ابزارها و راهكارهايي است كه به درك بهتر مديران از شرايط كسب و كار كمك مي نمايد. ابزارهاي هوش تجاري، ديدگاه هايي از شرايط گذشته، حال و آينده را در اختيار افراد قرار مي دهند.
سازمانهاي مختلف با ابعاد و زمينه هاي کاري متفاوت ممکن است با مشکلات متفاوتي در امر استفاده بهينه از داده هاي موجود در سيستم هايي از قبيل فروش، انبار و مالي مواجه شوند. بطور مشخص مي توان به مسائل زير بعنوان چالش سازمانها در استفاده از داده ها اشاره نمود:
هوش تجاري يا Business Intelligence راهکاري است که براي شرايط مطروحه پاسخ مناسب ارائه مي دهد.
هوش تجاري مجموعه تواناييها، تکنولوژي ها، ابزارها و راهکارهايي است که به درک بهتر مديران از شرايط کسب و کار کمک مي نمايد. ابزارهاي هوش تجاري، ديدگاه هايي از شرايط گذشته، حال و آينده را در اختيار افراد قرار مي دهند. با پياده سازي راهکارهاي هوش تجاري فاصله موجود بين مديران مياني و مديران ارشد از ديدگاه ارتباط اطلاعاتي از ميان خواهد رفت و اطلاعات مورد نياز مديران در هر سطح، در لحظه و با کيفيت بالا در اختيار آنها قرار خواهد گرفت. همچنين کارشناسان و تحليل گران مي تواند با استفاده از امکانات ساده، فعاليتهاي خود را بهبود بخشند و به نتايج بهتري دست پيدا نمايند.

هوش تجاري بر مبناي يک هدف ساده پياده سازي مي شود: "بهبود کارايي با ايجاد بستر مناسب براي تصميم سازي در سازمان". وقتي که ديدگاه مديران نسبت به داده هاي سازماني کامل وجامع است، مي توان به تصميمات اتخاذ شده اطمينان کامل داشت و مطمئن بود که اين تصميمات سازمان را در شرايط رقابتي حفظ مي نمايد و همچنين اهداف تعريف شده به دست خواهند آمد. اما براي استفاده کامل از قابليتهاي هوش تجاري، اين راه کار بايد توانايي انعطاف پذيري و در اختيار گذاشتن امکانات مختلف در سطح افراد، تيمها و کل سازمان را داشته باشد. همچنين هوش تجاري بايد به نيازهاي مختلف افراد در سطوح مختلف سازمان پاسخگو باشد و از تمام اطلاعات ساختار يافته (Structured Data) و يا ساختار نيافته (Unstructured Data) براي تصميم سازي استفاده نمايد.

راه کار هوش تجاري مجموعه امکانات هماهنگ براي تسهيل فرآيند تصميم سازي در سازمان در تمام سطوح است که به سادگي و با هزينه کم قابل پياده سازي مي باشد.
كليدواژهها : صعود ؛ موفقيت ؛ ارتقاء ؛ تعالي ؛ نيروي مخالف ؛ استفاده از تهديد به عنوان فرصت.
عقاب وقتي ميخواهد به ارتفاع بالاتري صعود كند، در لبهي يك صخره، به انتظار يك اتفاق مينشيند!
ميدانيد اتفاق چيست؟ گردبادي كه از روبهرو بيايد!
عقاب به محض اينكه آمدن گردباد را حسكرد، بالهاي خود را ميگشايد و اجازه ميدهد باد، او را با خود بلند كند.
به محض اين كه طوفان قصد سرنگوني عقاب را كرد، اين پرندهي بلندپرواز، سر خود را بهسوي آسمان بلند ميكند و عمود بر طوفان ميايستد و مانند گلولهي توپي، به سمت بالا پرتاب ميشود. او آنقدر با كمك باد مخالف، اوج ميگيرد تا به ارتفاع موردنظر برسد و آنگاه با چرخش خود به سوي قلهي موردنظر، در بالاترين نقطهي كوهستان، مأوا ميگزيند.
خوب به شيوهي عقاب براي بالارفتن دقت كنيد. او منتظر حادثه ميماند، حادثهاي كه براي مرغهاي زميني، يك مصيبت و بلاست. او منتظر طوفان مينشيند تا از انرژي پنهان در گردباد، به نفع خود استفاده كند.
وقتي طوفان از راه ميرسد، عقاب بهجاي زانوي غم بغلگرفتن و در كنج سنگها پناهگرفتن، جشن ميگيرد و خود را به بالاترين نقطهي وزش باد ميرساند و از آنجا، سنگينترين ضربههاي گردباد را به نفع خود بهكار ميگيرد؛ عقاب از نيروي مهاجم، به نفع خويش استفاده ميكند.
او نه تنها از نيروي مخالف نميهراسد، بلكه منتظر آن نيز مينشيند چرا كه ميداند اين انرژي پنهان در نيروي مخالف است كه ميتواند او را به فضاي بالاتر پرتاب كند.
انرژي اوج، به رايگان به كسي داده نميشود. بهطور اساسي در قانون بقاي طبيعت، تقلاي بقاي نيروهاي منفي، ايجاب ميكند كه تعداد نيروهاي مخالف در زندگي، هميشه بيشتر از جريان موافق شما باشد.
پس اگر قرار است نيروي كمكي براي صعود شما حاصل گردد، قاعدتاً بايد اين نيرو از سوي مخالفان شما تأمين شود بنابراين وقتي اتفاقي خلاف ميل شما رخميدهد، بهجاي عقبنشيني و سرخوردگي و واگذار كردن ميدان، بيدرنگ عقابگونه جشن بگيريد و اين رخداد ناخوشايند را به فال نيك گرفته و سعيكنيد در لابهلاي اين حادثهي به ظاهر نامطلوب، خواسته و طلب موردنظر خود را پيدا كنيد و با استفاده از نيروي مخالف، خود را به خواستهي خويش نزديك سازيد.
اين شما هستيد كه بايد منتظر فرصت باشيد و با تأمل و آمادگي و صبر و تدبير به موقع، از اين نيرو براي بالارفتن و اوج گرفتن استفاده كنيد.
پس هرگز از وجود سختي و زحمت و نيروي مخالف در زندگي و كار و تحصيل و... خود گلهمند نباشيد. اينها مخازن انرژي پرواز شما هستند و اگر نباشند، شايد هرگز صعودي در زندگيتان حاصل نگردد.
بهجاي دست روي دست گذاشتن و از وجود مشكلها و مخالفتها گلهكردن، كمي چشم دل خود را باز كنيد و به حكمت پنهان در مصيبتها و سختيهاي زندگي بينديشيد. خالق هستي با هيچ موجودي حتي بدترين مخلوقات عالم هم دشمني ندارد و اگر اتفاقي رخ ميدهد كه به ظاهر، آزاردهنده و ناخوشايند است، شك نكنيد كه او در هر چه رقم ميزند، خير و بركت و سعادت پنهان است. اين ما هستيم كه بايد شجاعت رويارويي با جريانهاي مخالف را داشته باشيم و در وقت مناسب، بالهاي خود را بگشاييم و چرخش صعود خود به سمت بالا را تجربه كنيم.
منبع : رهکار مدیریت
1.تغييرات سازماني ناشي از IT :
تغييرات سازماني عموما" به نوعي مرتبط با فناوري اطلاعات مي باشند(يعني ناشي از تغييرات فناوري مي باشد) و مي توانند داراي اشکال مختلفي باشند به عنوان مثال برخي از اين تغييرات که ناشي از تاثير فناوري اطلاعات مي باشند عبارتند از:
1. تغييردرارائه خدمات: ارائه انواع خدمات جديد به مشتريان که با استفاده از تسهيلات ارتباطي و تکنولوژيکي جديد امکانپذير است و سازمانها در پاسخ به نيازهاي مشتريان، روند بازار و رقابت مجبور به ايجاد اين تغييرات هستند.
2. تغيير فرايندهاي کسب و کار: سازمانهايي که در صدد مزيت رقابتي و واکنش به رقبا مي باشند بايستي جهت استفاده از تکنولوژيهاي جديد فرايندهاي کسب و کار قديمي خود را مهندسي مجدد کنند.
3. تغيير نقش ها ومسئوليتها: با ظهور تکنولوژيهاي جديد روابط کاري جديدي تعريف شده ، از اين رو نقش ها و مسئوليتها نيز تغيير مي کنند.
4. تغيير ساختار: ايجاد سازمانهاي جديد مبتني بر وب نياز به ساختارهاي جديدي داشته و ساختارهاي قديمي پاسخگوي نيازهاي در حال تغيير مشتريان نمي باشند.
5. تغيير تکنولوژيها: جهت پشتيباني از انجام ارتباطات خارج از سازمان و اشتراک گذاشتن اطلاعات نياز به زيرساختارهاي جديد فناوري اطلاعات مي باشد.
اما اين همه ماجراهاي ديروز صحن علني خانه ملت نبود.
صحن علني مجلس حاشيهاي را بهخود ديد كه در روزهاي پس از انتخابات و بهويژه در مورد گزارشهاي كميته حقيقت ياب در خانه ملت، صبغه تكرار بهخود گرفته است. يكي از نمايندگان مجلس از طرح نامه مهدي كروبي در مجلس كه به اكبر هاشمي رفسنجاني نوشته و از برخي از سوءرفتارها در بازداشتگاهها ابراز نگراني كرده بود، گلايه كرد. نحوه اعتراض وي به اين موضوع از سوي نمايندگان جناح ديگر، توهين به بزرگان تلقي شد و حاشيههايي را در مجلس رقم زد.
وعده آقاي رئيس
روز دوشنبه در نشستي كه خبرنگاران با رئيس مجلس داشتند، خبرنگاري از علي لاريجاني خواست تا صحت وسقم بحثي را كه دبير كل حزب اعتماد ملي در نامه اش به رئيس مجلس خبرگان بدان اشاره كرده است، پيگيري كند.
لاريجاني در آن جلسه اين اطمينان را به خبرنگاران داد كه بحث برخي سوءرفتارها در بازداشتگاهها توسط كميته حقيقت ياب بررسي و نتيجه آن اعلام خواهد شد. وي ديروز پس از قرائت گزارش كميته حقيقت ياب درباره اين موضوع خاطر نشان كرد: درصورتي كه كروبي، شواهد، بينه و مستنداتي مبني بر آزار و سوء رفتارها در اختيار دارد در اختيار رئيس مجلس يا هيات ويژه مجلس قرار دهد تا به صورت جدي پيگيري شود.
اعتراض به آقاي رئيس
قرائت اين گزارش مهدي كوچكزاده را بر آن داشت تا در اعتراض به اين موضوع، كروبي را با عنوان كسي خطاب كند «كه حتي دوستانش هم قبولش ندارند» و خطاب به لاريجاني بپرسد: آيا وي شخصيتي است كه وقتي يك نامهاي مينويسد شما در مجلس مطرحش كنيد؟ اين نماينده مردم تهران كروبي را با عنوان شخصي عنوان كرد كه با شهرام جزايري «سر و سري» دارد و پرسيد: آيا اينها شخصيتهاي ارزندهاي هستند؟
مطالبی از قبیله: سلسله اعتراضها و بازديد دوباره از اوين و...
در ادامه مطلب...
ويژگيهاي حرفه اي بودن را در قالب (هفت ت) عبارتند از :
1- توكل: در عمق دره نااميدي بر توكل بايد ايستاد
2- تخصص: مهارتها و زندگيها ناشي از تجربه و علم
3- تعهد: پايبند به يك سلسله اصول
4- تعلق و وابستگي: عشق بورزيد
5- تداوم: كسي حرفه اي است كه پايدار و مستمر باشد و كسوت ايجاد كند.
6- تحول: رشد و توسعه پويايي به روز شدن
7- تكامل: مجتهد شدن در حرفه خود